• Shuffle
    Toggle On
    Toggle Off
  • Alphabetize
    Toggle On
    Toggle Off
  • Front First
    Toggle On
    Toggle Off
  • Both Sides
    Toggle On
    Toggle Off
  • Read
    Toggle On
    Toggle Off
Reading...
Front

Card Range To Study

through

image

Play button

image

Play button

image

Progress

1/1881

Click to flip

Use LEFT and RIGHT arrow keys to navigate between flashcards;

Use UP and DOWN arrow keys to flip the card;

H to show hint;

A reads text to speech;

1881 Cards in this Set

  • Front
  • Back
compartment
بخش، قسمت، کوپه
interpose
مداخله کردن، پا به میان گذاردن، در میان آمدن، میانجی شدن
jerk
حرکت تند و سریع
limb
اندام،عضو بدن
pinprick
آزار و اذیت اندک، سقلمه زدن با سوزن
vertebrate
بندها، مهره‌دار
olfactory
وابسته بحس بویایی
tract
کشش، مدت، مرور، حد، وسعت، قطعه، مقاله، رشته عصبی
drape
با پارچه مزین کردن
sprout
جوانه،‌جوانه زدن
protuberance
بر امدگی
clasp
گیره، قلاب، در آغوش گرفتن، بستن
inhibit
بازداشتن، نهی کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیری کردن
hinge
لولا، وابسته بودن، منوط بودن
trice
با طناب بستن، زمان بسیار کوتاه
impair
خراب کردن
hull
پوست
insulated
عایق
refractory
سرکش، گردنکش، سرسخت، مقاوم، جسم نسوز
patch
وصله
clamp
گیره
disruption
قطع
sheath
غلاف
squid
ماهی مرکب
tribute
احترام، باج، خراج، ستایش، تکریم
assess
ارزیابی
initiative
ابتکار عمل
quizzical
عجیب و غریب
myriad
ده هزار، هزارها، بیشمار
proliferate
تکثیر
glut
عرضه بیش از تقاضا، پرخوری
bipartisan
دو حزبی، دارای دو دسته
abysmal
ژرف، نه پیمودنی، بسیار بد
imperative
امری
tacit
ضمنی
eminent
متعال، بلند، بزرگ، والا مقام، برجسته
idiosyncratic
وابسته به طرز فکر یا شیوه ویژه کسی، وابسته به حالت مزاجی
schemata
طرح‌واره (روانشناسی)
payoff
نتیجه نهایی، رشوه، سود نهایی، پرداخت آخر
delineate
مشخص‌کردن، معین کردن، ترسیم نمودن
arbitrator
داور
posterity
آیندگان، اخلاف، اولاد، اعقاب، زادگان
intersperse
پراکنده‌کردن، افشاندن، متفرق کردن
layman
عامی، غیر حرفه‌ای، غیر وارد، شخص غیر روحانی
exotic
عجیب و غریب، مرموز، خوش‌رنگ
snare
دام، به دام‌انداختن، با تله‌گرفتن
cleft
شکاف
regurgitation
قی کردن، برگشتن، برگرداندن، برگشت
lurk
در کمین بودن، در خفا انجام دادن
rev
دور موتور، گردش، دور برداشتن
onset
شروع، حمله
diverse
گوناگون
sedative
آرام بخش
Recreational
تفریحی، سرحال‌آوردنده، سرگرمی، (خلق مجدد)
crave
اشتیاق داشتن، خواست شدید
Tranquilizer
آرام بخش
soothing
دارای اثر تسکین دهنده
inveterate
دیرینه، ریشه کرده، معتاد، سرسخت، کینه‌آمیز
deleterious
اسیب رسان
intoxicant
مستی آور، مسکر، مکیف
susceptible
مستعد، فروگیر، حساس، مستعد پذیرش
lure
اغوا کردن، به طمع انداختن و گرفتار کردن
subside
فروکش کردن
incessant
پی در پی
summon
فراخواندن، احضار قانونی کردن
cajole
ریشخند کردن، گول زدن، چاپلوسی
roam
پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانی
hunch
خم کردن، قوز کردن، قوز، کوهان، فشار با ارنج، احساس وقوع امری در آینده
offbeat
قطعه موسیقی ناهماهنگ، مغایر، خل
delight
لذت، خوشی، میل، شوق، دلشاد کردن، لذت دادن، محظوظ کردن
filament
رشته، تار، لیف، میله
wade
به آب زدن، به سختی رفتن، در اب راه رفتن
rhombus
لوزی شکل
chord
عصب، ریسمان، تار، زه، وتر
hypotenuse
وتر مثلث قائم الزاویه
lily
سوسن
scabbard
نیام
quibble
کنایه، نیش کلام، ایهام گویی کردن
baptism
تعمید، غسل تعمید
exquisite
نفیس، بدیع، عالی، مطبوع، حساس، دقیق، دلپسند، شدید، سخت
gland
غده
anaesthetise
بیهوش کردن
flutter
بال زدن دسته جمعی، بال و پر زدن، حرکت سرآسیمه، لرزاندن، بال بال زدن
indentation
دندانه، دندانه گذاری، گنگره، تضرس
somatosensory
لامسه
corpuscle
جسمک، ذره، گویچه، گلوبول
dorsal
پشتی
relay
بازپخش، دستگاه تقویت نیروی برق یا سیگنال، تقویت کردن، مسابقه دو امدادی، رله
midline
خط وسط
abrasion
خراش، ساییدگی،سایش
nettle
انواع گزنه تیغی گزنده
sting
نیش
afferent
به سمت داخل، مخصوصا به سمت سیستم عصبی مرکزی
noxious
مضر
insular
تنگ نظر
endogenous
درون زاد
acupuncture
طب سوزنی
meridian
نصف النهار، یک نقطه بلند، ظهر
clan
قبیله
rivalries
رقابت
vendetta
دشمنی خانوادگی، انتقام‌گیری
skirmish
زد و خورد
allay
از شدت چیزی کاستن
specter
شبح
incur
متحمل شدن بر
liable
مسئول
stall
اخور
prosperous
خوشبخت
congenial
هم سلیقه
rampant
شایع
exude
تراوش کردن، بیرون آمدن، فشاندن
emblematic
کنایه دار
demise
مردن، انتقال دادن چیزی از مایملک، به ارث گذاشتن، انتقال با ارث
lest
مبادا
scour
پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلی کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، تکاپو کردن، جستجو کردن
ensue
از پس امدن
lash
شلاق
curb
محدود کردن
puberty
بلوغ
skit
هجو ادبی، مسخره
sap
شیره
embroil
میانه برهم زدن
luminaries
مشاهیر
popsicle
همون خوردنی که بهش میگیم آلاسکا
embodiment
تجسم
elucidate
روشن کردن
stride
گام های بلند برداشتن
fidelity
وفاداری
rescind
فسخ کردن
feat
شاهکار
tour de force
شاهکار
eerie
وهم اور
literal
تحت اللفظی
venture
ریسک
pipedream
آرزوی دور و دراز ولی نشدنی و بی‌ثمر
blatant
پر سر و صدا
juncture
اتصال
mischievous
موذی
tailored
مناسب
aquiline
دارای منقار کج
lustrous
فروزنده
mop
پاک کردن
grandiose
پر اب و تاب، بزرگ
bloodshot
سرخ وورم کرده
woefully
محزون
porous
متخلخل
rodent
جانور جونده
gruesome
مخوف
doppelganger
مشابه یک انسان که او را جن‌زده می‌کند.
oversee
نظارت بر
daunt
بی جرات کردن
chisel
اسکنه
lean
لاغر
fringe
حاشیه
hush
فش
arbor
باغ میوه
morph
واژک
canopy
سایبان
opaque
مات
astringent
گس
tuck
چین، تا، بالازدگی، داخل گذاشتن، در جای دنجی قرارگرفتن یا قراردادن، زور، شدت زورمندی
beige
بژ
verisimilitude
شباهت به واقعیت
audacious
بی پروا
deflate
باد چیزی را خالی کردن، جلوگیری از تورم، کاهش یافتن قیمت‌ها
relish
رغبت
candid
منصفانه
predicament
مخمصه
epic
حماسه
sentient
حساس
stripped
محروم
stark
شجاع
eavesdrop
استراق سمع کردن
pupil
مردمک چشم
pigmented
رنگدانه
chiasm
صلیب مانند؟
geniculate
خم شده
immutable
تغییر ناپذیر
intricate
پیچیده
formidable
نیرومند
embryonic
جنینی
Cliff
صخره
tentative
تجربی
conceit
غرور
smugness
از خود راضی بودن
refrained
خودداری
prospective
آینده نگر
Betrayal
خیانت
antecedently
مقدم، پیشین
confided
جلب اعتماد
improvise
بداهه گویی
instil
کم کم تزریق کردن
misgiving
بیم، شبهه، عدم اطمینان، ترس، بدگمانی
afresh
از نو
alas
افسوس
impotence
لاغری
discern
تمیز دادن
depravity
تباهی
entrenchment
سنگر
folly
حماقت
wickedness
شرارت
revocation
لغو
thump
با چیز پهن و سنگین زدن
brutalizing
وحشی یا حیوان صفت کردن، وحشی شدن
stubble
موی نتراشیده
duly
بموقع خود
tumultuous
پر سر و صدا
composure
ارامش
fomenting
راه اندازی
velvet
مخملی
beckon
با اشاره صدا زدن
slain
مقتول
shudder
لرزیدن
veered
نوسان
bunker
سنگر وپناهگاه زیر زمینی
aberration
انحراف
denouncing
افشاگری
allege
اقامه کردن
solidarity
اتحاد
diatribe
سخن سخت، انتقاد تلخ،‌ژخم زبان
tantrum
کج خلقی، اوقات تلخی، خشم، غیظ، قهر
refrain
برگردان، خودداری کردن، منع کردن، نگهداشتن
crook
کلاه بردار
enamored
علاقه شدید بی‌دلیل یا احمقانه
reckon
روی چیزی حساب کردن
ilk
گونه
tome
جلد
landmark
نقطه ی عطف بود
crippled
چلاق
predominance
غلبه
robust
تنومند
concede
واگذار کردن
succumb
از پای در امدن
regrettably
متاسفانه
heinous
شنیع
apologist
نویسندهء رسالهء دفاعی
distortion
اعوجاج
overtly
آشکارا
repressive
سرکوب کننده
dissent
مخالفت
purport
مفهوم
ruthless
ظالم
aspiration
آرمان
profess
ابراز ایمان کردن
amoral
بدون احساس مسئوليت اخلاقی
intermediaries
واسطه ها
confers
رایزنی، اعطاکردن، مشورت کردن، مراجعه کردن
descent
نزول
perverse
منحرف
blandly
ملایم، شیرین و مطلوب، نجیب، آرام، بی‌مزه
sober
هوشیار
brunt
لطمه
diligently
پشتکار
dissect
تشریح کردن
infuriated
خشم
fury
خشم
diorama
شهر فرنگ
buttress
شمع پشتیبان دیوار
peasant
دهقانی
jolt
تلق تلق
antagonism
خصومت
allege
اقامه کردن
exterminate
منقرض کردن
indigenous
بومی
concision
قطع
Captivity
اسارت
fireplace
بخاری
brass
برنج
fierce
درنده
hay
علف خشک
slab
تخته سنگ
consonant
همخوان
hollow
توخالی
magnet
مغناطیس
passage
پاساژ
porch
ایوان
salmon
ماهی آزاد
stove
اجاق
principal
اصلی
pitch
قیر
ranch
مزرعه یا مرتع احشام
crop
محصول
forth
جلو
lotion
شویه
auspices
سایه
proclaim
اعلان کردن
Warden
سرپرست
twill
پارچه جناغی بافتن
palpable
قابل لمس
motley
لباس رنگارنگ دلقک ها
swath
راه باریک
compel
وادار کردن
detriment
ضرر
inbound
به درون
leisure
فراغت
Legislature
قوه مقننه
supposed
مفروض
obstruction
انسداد
Adhere
چسبیدن
Adolescent
نوجوان
Affiliate
وابسته
Affluence
وفور
Aggregate
مجموع
Aggression
پرخاشگری
Agitate
سراسیمه کردن
Allude
گریز زدن به
Amorphous
بی نظم
Appraise
دید زدن
Ascribe
نسبت دادن
Aspire
اشتیاق داشتن
Assent
موافقت
Asset
دارایی
Assimilate
در بدن جذب کردن
Avail
فایده
Averse
مخالف
Bred
لوحه
Cater
تهیه کردن
Charter
منشور
Civic
مدنی
Cogent
دارای قدرت و زور
Colloquial
مصطلح
Commodity
کالا
Commune
صمیمانه گفتگو کردن
Comply
منطبق
Comprise
شامل
Compulsion
اجبار
Conceive
تصور کردن
Confer
مشورت کردن
Construe
تعبیر کردن
Contend
ادعا کردن
Contingent
مشروط
Convene
هم ایش کردن
Converse
صحبت
admonition
نصیحت
impunity
معافیت از مجازات
nascent
در حال تولد
swooping
موجد خسارت
inordinate
مفرط
clutched
چنگ
scrunched
scrunched
backlog
جمع شدن
ulcer
زخم
laurel
برگ بو
deprive
محروم کردن
pernicious
نابود کننده
resentment
خشم
rebuke
ملامت
dethrone
خلع کردن
subordinate
تابع
Bedridden
بستری
withholding
منع
sabotage
خرابکاری
tantamount
معادل
insidious
پر از توطئه
commiserate
اظهار تاسف کردن
Ambivalence
دمدمی مزاجی
ostracized
طرد شده
warily - wary
از روی احتیاط -- احتیاط
leery
leery
vault
طاق
pole-vaulter
قطب ، گنبد ساز
fleeting
عبور سریع
Infidelity
خیانت
hinder
مانع
whack
ضربت سخت زدن
discrepancy
اختلاف
errand
ماموریت
transpire
بخار پس دادن
frivolous
بیهوده و بیمعنی
aversion
نفرت
fidget
بی قراری
loom
نساجی
tantalizing
tantalizing
offender
متخلف
lump
توده
Rambler
ولگرد
scrambled
درهم
courier
پیک
dawdle
اهمال کار
dither
دودل بودن
stagger
تلو تلو خوردن
abide
پایبند
cram
باشتاب یاد گرفتن
goof
خیط و پیت کردن
slack
شل کردن
susceptible
حساس
culprit
مقصر
perennial
همیشگی
solace
ارامش
frill
تزئينات
skimmed off
گذاشتم خاموش
unravel
حل کردن
devour
بلعیدن
stigma
کلاله
stake
گرو
plush
مخمل خواب دار
elusive
گریزان
assortment
طبقه بندی
wean
از شیر مادر گرفتن
forge
جعل
expenditure
هزینه
evade
از سر باز کردن
precarious
عاریهای بسته بمیل دیگری
fiscal
مالی
discretion
صلاحدید
commence
شروع کردن
haggard
نحیف
subliminal
خارج از مرحله اگاهی
elicit
استنباط کردن
Airborne
هوا برد
parachute
چتر نجات
paratroop
مربوط به چتربازی
gruel
ناتوان کردن
thud
تپ تپ
chute
ناودان یا مجرای سرازیر
abound
فراوان بودن
convalesce
دوره نقاهت را گذراندن
onerous
طاقت فرسا
ailing
مریض
undertake
انجام
recuperate
نیروی تازه یافتن
barreling
barreling
atrophy
لاغری
contempt
تحقیر
audit
ممیزی
squabble
داد و بیداد
listlessness
listlessness
bout
تقلا
surmount
غالب امدن بر
unfazed
بی باک
debilitating
ناتوان کننده
platitude
پیش پا افتادگی
setback
شکست
vigorous
شدید
bowels
روده
bladder
مثانه
rudimentary
ابتدایی
flailing
flailing
bawl
داد و بیداد
cede
واگذار کردن
judiciously
عاقلانه
befall
رخ دادن
poignant
تند و تلخ
adolescence
بلوغ
gravest
gravest
dredge
الت تنقیه قنات و مانند ان
verdict
حکم
frailty
سستی
goaded
goaded
Verbal
شفاهی
exalt
متعال کردن
deems
بداند
peril
خطر
disparages
disparages
perpetrator
مرتکب جنایت یا جنحه
preposterous
نامعقول
murky
تیره
indictment
اعلام جرم
vile
بد اخلاق
transmutation
تغییر شکل
loath
بیزار
remedy
درمان
sluggishly
سست
briskly
briskly
glibly
glibly
afflict
پریشان کردن
dispense
باطل کردن
semblance
صورت ظاهر
overhauling
تعمیرات اساسی
nursery
گلخانه
allegedly
گفته
exuberant
فراوان
ardors
ardors
ephemeral
بی دوام
instill
کم کم تزریق کردن
germs
میکروب
inoculation
تلقیح
swift
سریع
melange
اختلاط
panacea
اکسیر
hysterectomy
هیسترکتومی
curb
محدود کردن
stretcher
برانکار
gasping
gasping
hereafter
آخرت
engenders
بوجود
vigor
قدرت
precocious
پیش رس
hammock
بانوج
castration
اخته کردن
grim
ترسناک
rickety
زهوار در رفته
immerse
غسل ارتماسی دادن
aura
رایحه
frantic
از کوره در رفته
solicitous
دلواپس
cinch
محکم بستن
whimpering
whimpering
futility
بی فایدگی
despondent
پکر
dejected
منکوب
anecdote
حکایت
smallpox
ابله
pox
ابله دار کردن یا شدن
alleviate
سبک کردن
resolved
مصمم
yoke
یوغ
gauntlet
دستکش بلند
callow
جوجهای که هنوز پر درنیاورده
disciples
شاگردان
blithely
blithely
surrender
تسلیم
venerable
ارجمند
accosted
accosted
entrench
سنگربندی کردن
farfetched
بعید
rehabilitate
اعاده حیثیت کردن
contingencies
احتمالات
happenstance
وقایع اتفاقی
egalitarianism
مکتب مساوات بشر
docile
سربزیر
cessation
توقف
nimbly
nimbly
vanquished
مغلوب
tottering
tottering
incredulity
بی اعتقادی
obdurate
سنگ دل
culmination
اوج
rigged
تقلب
succumb
از پای در امدن
prevail
غلبه
crumple
از اطو انداختن
indomitable
سرکش
cauldron
دیگ
obviate
رفع نیاز کردن
Downfall
سقوط
conflates
conflates
gape
با شگفتی نگاه کردن
thwart
خنثی کردن
relegate
واگذار کردن
vied
vied
recap
روکش کردن
homage
بیعت
Firefly
کرم شب تاب
Serenity
بی سر و صدایی
fret
اخم
Proprietary
اختصاصی
wrench
اچار فرانسه
spire
منار مخروطی
conspicuously
واضح
enchant
افسون کردن
Baffled
Baffled
broker
دلال
outgoing
خروجی
rebuttal
رد
manicured
مانیکورشده
meadow
علفزار
prey
شکار
vogue
رواج
extinction
انقراض
pellet
گلوله
panjandrum
panjandrum
chow
غذا
shun
پرهیز کردن از
despot
سلطان مستبد
dissent
مخالفت
usurp
غصب کردن
banish
طرد کردن
flop
با صدای تلپ افتادن
toady
چاپلوس
bristle
موی زبر
incorporate
ترکیب کردن
pervasive
فراگیر
seethes
seethes
roils
roils
congeals
congeals
grudge
کینه
fluke
اتفاق
retail
خرده فروشی
sullen
غیر معاشر
brood
توی فکر فرو رفتن
snap
ضربه محکم و ناگهانی
stalwartly
stalwartly
hucksters
hucksters
creases
creases
bawl
داد و بیداد
shucked
shucked
Caveat
پیش بینی احتیاطی
zest
خوش مزه کردن
bleak
غم افزا
propel
سوق دادن
tenure
تصدی
melancholy
سودا
writ
حکم
lethargic
بی حال
unwarranted
بی جا
frenetic
اتشی
fraternal
برادرانه
demoralization
تضعیف روحیه
clincher
قاطع
salutatorian
salutatorian
doted
doted
agonies
agonies
calamity
فاجعه
washout
شستشو
stifle
خفه کردن
dropout
ترک تحصیل
dour
لجوج
insurmountable
غیر قابل عبور
savor
دوست داشتن
clammy
سرد ومرطوب
impede
مانع شدن
surcease
بپایان رساندن
repugnant
زننده
catchment
حوضه آبریز
prevalence
شیوع
recur
دور زدن
containable
containable
concoct
جعل کردن
resort
رفت و آمد مکرر
anagrams
anagrams
chipper
رنده نجاری
futile
بیهوده
torment
عذاب
copulation
جماع
inattentive
غافل
apostle
رسول
disclosures
آشکار
sophomore
دانشجوی سال دوم
flap
بال و پر زدن
endow
چیزی را وقف کردن
iconoclastic
iconoclastic
Gaunt
بد قیافه
hallow
تقدیس کردن
cherubic
cherubic
folksy
خوش مشرب
Haranguing
Haranguing
frustrated
نا امید
knit
بافتن
indoctrination
تلقین
progenitor
پدر بزرگ
dissenter
مخالف
persecute
جفا کردن
infuriated
خشم
castrate
اخته کردن
genital
تناسلی
rouge
خیط و پیت کردن
measles
سرخک
extinguish
خاموش کردن
impertinence
گستاخی
Feisty
چابک
opinionated
خود رای
reminiscent
یاداور
fulminating
غرش کننده
adherents
پیروان
trespass
تعدی کردن
awry
چپ چپ
aggravate
خشمگین کردن
mulling
mulling
rumination
نشخوار
cud
تنباکوی جویدنی
curtail
خرد ساختن
dismal
دلتنگ کننده
dissipate
اسراف کردن
swiftly
سریعا
protracted
دنباله دار
Inventory
فهرست موجودی
incarceration
حبس بودن
prevalent
شایع
rag
پاره پاره کرد ن
thorough
کامل
relapse
عود
spur
سیخ
spur of the moment
خار از لحظه
preponderance
مزیت
premenstrual
قبل از قاعدگی زنان
lopsided
بی قرینه
earnest
جدی
wallow
در گل و لای غوطه خوردن
dwell
ساکن شدن
denote
علامت گذاردن
vengeance
انتقام
clout
پارچه کهنه
sloth
کاهلی
wed
عروسی کردن با
underpinning
زیر بنای
claptrap
سخنی که برای ستایش دیگران میگویند
chimera
خیال واهی
sedentary
مقیم در یک جا
spouting
spouting
drove
رمه
swain
جوان روستایی
maiden
دختر باکره
maxims
maxims
yore
در قدیم
impart
افشاء کردن
flit
نقل مکان کردن
dispute
نزاع
sow
شلخته و چاق
compliment
تعریف
doom
عذاب
reel
حلقه
marshal
مارشال
flatter
تملق گفتن
gabby
gabby
perfunctory
سرسری
enthral
شیفته کردن
germane
وابسته
pitcher
پارچ
buoyantly
buoyantly
tread
لگد کردن
gleaming
gleaming
sanctum
خلوتگاه
perceptive
حساس و باهوش
perennial
همیشگی
stem
ساقه
fiddle
کمانچه
prod
بر انگیختن
faze
بر هم زدن
vignette
شکل
outset
ابتدا
pit
گودال
plebe
ادم طبقه سوم
pink slip
لغزش صورتی
gruel
ناتوان کردن
scrapple
scrapple
orator
سخنور
prong
با چنگک صاف کردن
prominence
برجستگی
curdle
دلمه کردن
defer
تسلیم شدن
mitigate
تخفیف دادن
upbeat
خوش بین
dampen
تعدیل کردن
speculative
تفکری
mastodons
mastodons
foolhardy
دارای تهور بی مورد
benign
خوش خیم
deter
ترساندن
relentless
بی رحم
prosper
رستگار
prelude
مقدمه
somber
غم انگیز
sanguine
خوش مشرب
prudent
محتاط
counsel
مشورت
sage
مریم گلی
jeremiad
سوگ نامه
reconcile
وفق دادن
flux
شار
rash
جوش
hubris
غرور
menace
تهدید
vestige
جای پا
heed
توجه
sweeping
رفت
numb
بی حس
dispose
مرتب کردن
prepubescent
prepubescent
euphemism
حسن تعبیری
pervade
فراوان یا شایع بودن
homicide
قتل
disposal
دسترس
stance
حالت
dent
دندانه
disheartening
دلسرد کننده
inadvertently
سهوا
untoward
خود سر -- نامساعد
keen
مشتاق
disconcertingly
disconcertingly
uncannily
uncannily
demeanor
رفتار
scrupulously
scrupulously
buckles
buckles
rowdy
داد و بیداد کن
sloppy
درهم و برهم
barrage
رگبار گلوله
distill
تقطیر کردن
lousy
چرکین
spellbound
افسون شده
flint
سنگ چخماق
portfolio
نمونه کارها
budding
جوانه زدن
impend
مشرف بودن
ramification
انشعاب
contrive
تدبیر کردن
permeate
نفوذ کردن
scorn
تمسخر
coalesce
یکی شدن
modulate
زیر و بم کردن
modulator
زیر و بم کننده
shrug
شانه را بالا انداختن
plummet
شاقول
pluck
بصدا در اوردن
abreast
پهلو به پهلو
nosedives
nosedives
grapevine
درخت انگور
sleeve
استین
plunge
شیرجه رفتن
superintendent
سرپرست
undertake
انجام
muster
جمع اوری
Turmoil
آشفتگی
wake (rad e pa
donbaleh)
dismaying
dismaying
rocky
سخت
strife
نزاع
bottling
bottling
psychosomatic
روان
poise
بحالت موازنه دراوردن
recrimination
اتهام متقابل
minted
ضرب
whopping
عظیم
Barrack
کلبه یا اطاقک موقتی
plebe
ادم طبقه سوم
mold
قالب
prowess
دلاوری
cadet
دانشجوی دانشکده افسری
rigor
سخت گیری
choicest
choicest
bracing
نشاط انگیز
brace
بابست محکم کردن
awestruck
خوف زده
awe
هیبت
salvage
نجارت کسی از خطر
augur
پیش بینی کردن
aptitude
استعداد
altar
محراب
diminish
کم کردن
excel
اکسل
destitute
لات و لوت
detour
خط سیر را منحرف کردن
adage
ضرب المثل
sorority
خواهری
gut
دل و روده
abide
پایبند
bewail
ندبه کردن
slum
خیابان پر جمعیت
guzzle
حریصانه خوردن
revel
لذت بردن
grist
عمل اسیاب کردن
veritable
واقعی
almanacs
سالنامه
squint
لوچ
poring
poring
agony
عذاب
clout
پارچه کهنه
macho
ماچو
sheer
محض
pennant
قلاب
groan
ناله
debriefed
debriefed
lymphoma
لنفوم
abdominal
شکمی
pediatrics
طب اطفال
pneumonia
ذات الریه
remission
تخفیف
pretentious
پرمدعا
adorned
آراسته
sarcoma
تومور بدخیم نسج همبند
premier
برتر
wean
از شیر مادر گرفتن
sundry
متفرقه
incursion
تاخت و تاز
coax
نوازش کردن
jeer
سخن مسخره امیز گفتن
quirky
دمدمی
foul
لکه دار کردن
afoul
گرفتار
supersede
جایگزین چیز دیگری شدن
bolster
تقویت کردن
spleen
طحال
feisty
چابک
squeamish
نازک نارنجی
tuberculosis
مرض سل
bereavement
فقدان
deplete
خالی کردن
altruism
نوع دوستی
sublimation
تصعید
custodian
نگهبان
vigilant
هوشیار
banal
پیش پا افتاده
germination
جوانه زنی
secretion
ترشح
yearn
ارزو کردن
vex
رنجاندن
prodigy
اعجوبه
frigid
بسیار سرد
fledgling
جوجه تازه پر و بال دراورده
stodgy
انباشته
quackery
شارلاتان بازی
impeccable
بی عیب و نقص
throes
throes
esteem
عزت
prolific
نیرومند
pimp
دلال محبت
pimply
کورک دار
divulges
divulges
impressionable
تاثر پذیر
scrap
قراضه
hindsight
ادراک
verbatim
لفظ بلفظ
yeasty
دارای ماده تخمیری
vista
ویستا
wring
به زور گرفتن
indulge
شوخی کردن
inscrutable
مرموز
dissension
نفاق
prose
نثر
ordeal
امتحان سخت برای اثبات بیگناهای
implacable
کینه توز
vintage
محصول
replete