• Shuffle
    Toggle On
    Toggle Off
  • Alphabetize
    Toggle On
    Toggle Off
  • Front First
    Toggle On
    Toggle Off
  • Both Sides
    Toggle On
    Toggle Off
  • Read
    Toggle On
    Toggle Off
Reading...
Front

How to study your flashcards.

Right/Left arrow keys: Navigate between flashcards.right arrow keyleft arrow key

Up/Down arrow keys: Flip the card between the front and back.down keyup key

H key: Show hint (3rd side).h key

A key: Read text to speech.a key

image

Play button

image

Play button

image

Progress

1/1603

Click to flip

1603 Cards in this Set

  • Front
  • Back
ذالِكَ
این
لَا رَيْبَ
شکی نیست
فِيْهِ
در آن
مُتَّقِيْنَ
پرهیزگاران
يُؤْمِنُوْن
ایمان می آورند
غَيْبُ
نادیده،غیب
يُقِيْمُوْنَ
بر پا می دارند
الصَّلَاةُ
نماز
مِمّاَ
از آنچه
رَزَقْنَا
روزی داده ایم
هُمْ
ایشان
يُنْفِقُوْنَ
انفاق می کنند
بِمَا
به آنچه
أُنْزِلَ
نازل شده
إِلَيْكَ
بر تو
قَبْلِكَ
پیش از تو
آخِرَةٌ
رستاخیز،آخرت
يُوْقِنُوْنَ
یقین دارند
أُوْلَآئِكَ
آنان
مُفْلِحُوْنَ
رستگاران
إِنَّ
بی گمان
كَفَرُوْا
کافر شدند
سَوَآءٌ
یکسان است
ءَ
که
أَنْذَرْتَهُم
بترسانی
أَمْ
یا
لَمْ
نه
خَتَمَ
مهرزده است
قُلُوْبِهٍم
جمع قلب،دلها
سَمْعِهِمْ
گوشهایشان
أَبْصَارِهٍم
جمع بصر،چشمها
غِشَاوَةٌ
پرده
عَذَابٌ
عذاب،شکنجه
عَظِيْمٌ
بزرگ
اَلنَّاسُ
مردم
مَنْ
کسی
يَقُوُلُ
می گوید
آمَنَّا
ایمان آورده ایم
يُخَادِعُوْنَ
فریب می دهند
إِلَّا
مگر
أَنْفُسَهُم
خودشان
مَايَشْعُرُوْنَ
نمی فهمند،در نمی یابند
مَرَضٌ
بیماری
فَزَادَهُم
افزود
أَلِيْمٌ
درد ناک
بِمَا
بخاطر
كانُوْا
بودند
يَكْذِبُوْنَ
دروغ می گفتند
إِذَا
هنگامی که
إِذَا قِيْلَ
گفته شود
لَا تُفْسِدُوْا
فساد نکنید
فِي الْأَرْضِ
در زمین
قَالُوا
گویند
إِنَّمَا
فقط،بی گمان
نَحْنُ
ما
مُصْلِحُوْنَ
اصلاح کنندگان
أَلَا
آگاه باشید
مُفْسِدُوْنَ
فساد کنندگان
لكِنْ
ولی،ولیکن
آمِنُوْا
ایمان بیاورید
كَمَا
همانگونه
أَ نُؤْمِنُ
آیا
سُفَهآءُ
بی خردان
إِذا لَقُوْا
ملاقات کنند
خَلَوْا
خلوت کنند
شَيَاطِيْن
جمع شیطان،شیطانها
مُسْتَهْزِءُوْنَ
مسخره می کنیم
يَمُدُّهُمْ
نگه می دارد،مهلت می دهد
طُغْيَانِهِمْ
سرکشی،طغیان
يَعْمَهُوْنَ
سرگردان شوند
اِشْتَرَوْا
خریدند
ضَلَالَةٌ
گمراهی
فَمَا رَبِحَتْ
سودی نداد
مُهْتَدِيْنَ
هدایت شدگان
مَثَلُهُمْ
مثل،داستان
كَ
همانند
الَّذِيْ
کسی که
اِسْتَوْقَدَ
افروخته
نَارٌ
آتش
فَلَمَّا
پس چون
أَضَآءَ تْ
روشن ساخت
حَوْلَهُ
اطراف او
ذَهَبَ بِ
گرفت،برد
تَرَكَ
رها کرد
ظُلُمَاتٌ
جمع ظلمت،تاریکی ها
لَا يُبْصِرُو(ب)
نمی بینند
صُمٌّ
کر
بُكْمٌ
لال،گنگ
عُمْىٌ
نابینا
لَا يَرْجِعُونَ
باز نمی گردند
أَوْ
یا
كَ
همانند
صَيِّبٌ
باران
سَمَآءُ
آسمان
رَعْدٌ
رعد
بَرْقٌ
برق
يَجْعَلُونَ
قرار می دهند،فرومی برند
أَصَابِعَهُمْ
انگشتان
آذَانٌ
جمع اذن،گوشها
صَوَاعِقُ
صاعقه
حَذَرٌ
از ترس
مَوْتٌ
مرگ
مُحِيْطٌ
احاطه دارد
يَكَادُ
نزدیک است
يَخْطَفُ
برباید
كُلَّمَا
هرگاه
مَشَوْا
راه می روند
أَظْلَمَ
تاریک شود
قَامُوْا
بایستند
لَوْ
اگر
شَآءَ
بخواهد
كُلِّ شَيْءٍ
هر چیز
قَدِيْرٌ
توانا
يَآ أَيُّهَا النَّاسُ
ای مردم
اُعْبُدُوْا
پرستش کنید
خَلَقَكُمْ
آفرید
لَعَلَّكُمْ
شاید،تا شما
تَتَّقُوْنَ
پرهزگار شوید
جَعَلَ
قرار داد
لَكُمْ
برای شما
فِرَاشًا
بگسترد
بِنَآءٌ
سقفی
أَنْزَلَ
فرو فرستاد
مَآءٌ
آب
أَخْرَجَ
بیرون آورد
بِهِ
بوسیله ی آن
ثَمَرَاتْ
جمع ثمره،میوه ها
فَلَا تَجْعَلُوْا
پس قرار ندهید
أَنْدَادًا
جمع ند،همتایانی
أَنْتُمْ
شما
إِنْ
می دانید
كُنْتُمْ
هستید
نَزَّلْنَا
نازل کرده ایم
عَبْدِنَا
بر بنده
فَأْتُوْا
پس بیاورید
سُوْرَةٌ
سوره ای
وَ ادْعُوْا
فراخوانید
شُهَدَاءَكُمْ
گواهان
صَادِقِيْنَ
راستگویان
لَمْ تَفْعَلُوْا
انجام ندهید
اَلَّتِيْ
که
وَقُوْدُهَا
هیزم
حِجَارَةٌ
جمع حجر،سنگها
أُعِدَّتْ
آماده شده
بَشِّرْ
مژده ده
عَمِلُوْا
انجام دادند
صَالِحَاتْ
شایسته
أَنَّ
همانا
جَنَّاتٍ
جمع جنت،باغها
تَجْرِيْ
جاری است
تَحْتِهَا
زیر
أَنْهَارٌ
جمع نهر،نهرها
رُزِقُوْا
روزی داده شوند
هذَا
این
أُتُوْا
آورده شود
مُتَشَابِهًا
همانند
أَزْوَاجٌ
جمع زوج،همسران
مُطَهَّرَةٌ
پاکیزه
خَالِدُوْنَ
جاودانان،جاویدانند
لَا يَسْتَحْي ا
شرم نمی کند
يَضْرِبُ مَثَلاً
مثالی بزند
بَعُوْضَةٌ
پشه ای
فَوْقَهَا
یا بالاتر از آن
فَأَمَّا
پس
أَنَّهُ
که آن
حَقُّ
حق است
مَاذَا
چه چیز
أَرَادَ
خواسته است
يُضِلُّ
گمراه می کند
يَهْدِيْ
هدایت می کند
كَثِيرًا
بسیار
فَاسِقِيْنَ
فاسقان
يَنْقُضُوْنَ
می شکنند
عَهْد
پیمان
بَعْدِ
پس از
مِيْثَاق
محکم بستن
يَقْطَعُوْنَ
قطع می کنند
يُوْصَلُ
بر قرار سازند،بپیوندند
خَاسِرُوْنَ
زیانکاران
كَيْفَ
چگونه
أَمْوَاتًا
مردگان
فَأَحْيَاكُمْ
پس شما را زنده گرد
ثُمَّ
سپس
جَمِيْعًا
همه
اِسْتَوَى إِلَى
آهنگ کرد،پرداخت
سَوّئهُنَّ
مرتب نمود
سَبْعَ
هفت
عَلِيْمٌ
آگاه است
لِلْمَلَآئِكَةٌ
جمع ملک،فرشتگان
خَلِيْفَةٌ
جانشین
يَسْفِكُ
بریزد
دِمآءٌ
خون
نُسَبِّحُ
تسبیح می گوییم
نُقَدِّسُ
تقدیس می کنیم
عَلَّمَ
آموخت
أَسْمَآءَ
جمع اسم،نامها
عَرَضَهُمْ
عرضه داشت
أَنْبِئُوْنِيْ
به من خبردهید
هؤُلَآءِ
اینها
سُبْحَانَكَ
منزهی تو
لَنَا
به ما،برای ما
إِنَّكَ
همانا تو
أَنْتَ
تو
حَكِيْمٌ
دانای حکیم
أَعْلَمُ
میدانم
تُبْدُوْنَ
آشکارمی کنید
تَكْتُمُوْنَ
پنهان می داشتید
اُسْجُدُوْا
سجده کنید
أَبى
سرباز زد
اِسْتَكْبَرَ
تکبرورزید
كَانَ
بود
اُسْكُنْ
سکونت کن
كُلَا
بخورید
رَغَدًا
گوارا
حَيْثُ
هرجا
شِئْتُمَا
می خواهید
لَا تَقْرَبَا
نزدیک نشوید
هذِهِ
این
شَجَرَةٌ
درخت
فَتَكُوْنَا
خواهید شد
فَأَزَلَّهُمَا
لغزانید
اِهْبِطُوْا
فرودآیید
بَعْضُكُم
بعضی
عَدُوٌّ
دشمن
مُسْتَقَرٌّ
قرارگاه
مَتَاعٌ
بهره
حِيْنَ
مدتی
فَتَلَقّى
فراگرفت،دریافت
كَلِمَات
کلماتی،سخنانی
فَتَابَ عَلَى
توبه کرد،توبه ای پذیرفت
تَوَّابٌ
توبه پذیر
فَإِمَّا
پس هرگاه
يَأْتِيَنَّكُمْ
برای شمابیاید
مِنِّيْ
ازطرف من
تَبَعَ
پیروی کند
خَوْفٌ
ترس
يَحْزَنُون
غمگین شوند
كَذَّبُوْا
دروغ پنداشتد
آياَتِنَا
نشانه های مارا
أَصْحَابُ النَّارِ
اهل آتشند
يَا
ای
بَنِيْ إِسْرَآئِيْلَ
فرزندان اسرائیل(یعقوب)
اذْكُرُوْا
یادآورید
أَوْفُوْا
وفاکنید
أُوْفِ
وفاکنم
إِيَّايَ
تنهاازمن
فَارْهَبُوْنِ
پس بترسید
مُصَدِّقًا
تصدیق کننده
لَا تَكُوْنُوْا
نباشید
أَوَّلَ
نخستین
ثَمَنًا
بهای
قَلِيْلاً
اندک،ناچیز
لَا تَلْبِسُوْا
نیامیزید
لَا تَكْتُمُوْا
پنهان نکنید
ارْكَعُوْا
رکوع کنید،نمازبخوانید
أَ تَأْمُرُوْنَ
فرمان می دهید
بِالْبِرّ
نیکی
تَنْسَوْنَ
فراموش می کنید
تَتْلُوْنَ
می خوانید
تَعْقِلُوْنَ
می اندیشید
اِسْتَعِيْنُوْا
یاری جویید
لَكَبِيْرَةٌ
دشوار،گران
خَاشِعِيْنَ
فروتنان
يَظُنُّوْنَ
گمان دارند،یقینا می دانند
مُلَاقُوْا
دیدارکننده
رَاجِعُوْنَ
بازمی گردند
فَضَّلْتُ
برتری دادم
لَا تَجْزِىْ
کفایت نکند
نَفْسٌ
کسی،شخصی
عَنْ
از
لَا يُقْبَلُ
پذیرفته نمی شود
شَفَاعَةٌ
شفاعت
لاَ يُؤْخَذُ
گرفته نمی شود
عَدْل
فدیه،بدل
يُنْصَرُوْنَ
یاری می شوند
نَجَّيْنَاكُمْ
نجات دادیم شمارا
فِرْعَوْنَ
فرعونیان
يَسُوْمُوْنَكُمْ
روامی داشتند،شکنجه می دادند
سُوْءَ
بدترین
يُذَبِّخُونَ
سرمی بریدند
أَبْنَآءَكُمْ
فرزندان
يَسْتَحْيُوْنَ
زنده نگه می داشتند
نِسَآءكُمْ
زنان
بَلَآءٌ
آزمایش
فَرَقْنَا
شکافتیم
بَحْرٌ
دریا
أَغْرَقْنَا
غرق ساختیم
تَنْظُرُوْنَ
می نگریستید
َواعَدْنَا
وعده گذاردیم
أَرْبَعِيْنَ
چهل
لَيْلَة
شب
اِتَّخَذْ تُمْ
(به پرستش)گرفتید
عِجْلٌ
گوساله
عَفَوْنَا عَنْكُم
بخشیدیم
الْفُرْقَانْ
جداکننده بین حق وباطل
فَتُوْبُوْا
توبه کنید
بَارِئِكُمْ
آفریدگار
حَتّى
تا
نَرَى
ببینیم
جَهْرَةً
آشکار
صَاعِقَةٌ
صاعقه
بَعَثْنَاكُمْ
برانگیختن
ظَلَّلْنَا
سایبان قراردادیم
غَمَامٌ
ابر
اَلْمَنُّ
ترنجبین
سَلْواى
بلدرچین
كُلُوْا
بخورید
طَيِّبَاتِ
پاکیزه ها
لكِنْ
ولی،بلکه
قَرْيَةٌ
آبادی،شهر(بیت المقدس)
بَابٌ
دروازه
حِطَّة
کاهشی،آموزشی
نَغْفِرْ
می بخشیم
خَطَايَاكُمْ
گناهان شمارا
سَ
بزودی
نَزِيْدُ
می افزاییم،فزونترمی بخشیم
مُحْسِنِيْنَ
نیکوکاران
فَ
پس
بَدَّلَ
تغیرداد،تبدیل کرد
رِجْزًا
عذاب
يَفْسُقُوْنَ
نافرمانی می کردند
اِسْتَسْقى
آب خواست
اِضْرِبْ
بزن
عَصَا
عصا،چوبدستی
اِنْفَجَرَتْ
جوشید
اِثْنَتَا عَشَرَةَ
دوازده
عَيْنًا
چشمه
قَدْ عَلِمَ
دانست
مَشْرَب
آبشخور
اِشْرَبُوْا
بنوشید
لَا تَعْثَوْا
نکوشید
طَعَامٌ
غذا
تُنْبِتُ
می رویاند
بَقْلٌ
سبزی
قِثَّآءٌ
خیار
فُوْمٌ
سیر
عَدَسٌ
عدس
بَصَلٌ
پیاز
تَسْتَبْدِلُوْنَ
جایگزین می کنید
أَدْنى
پست تر
مِصْرٌ
شهری،(یاسرزمین مصر)
سَأَلْتُمْ
خواستید
ذِلَّةٌ
ذلت
مَسْكَنَةٌ
بینوائی
بَآءُوْا
بازگشتند،سزاورشدند
يَقْتُلُوْنَ
می کشتند
نَبِيِّيْنَ
پیامبران
عَصَوْا
نافرمانی کردند
يَعْتَدُوْنَ
تجاوزمی کردند
هَادُوْا
یهودی شدند
نَصَاراى
نصارا
صَابِئِيْنَ
ستاره پرستان
أَجْرُهُمْ
پاداششان
رَفَعْنَا
برافراشتیم
الطُّوْرٌ
کو،طور
تَوَلَّيْتُمْ
روی گرداندید
لَقَدْ
بی گمان،همانا
اِعْتَدَوْا
تجاوزکردند
اَلسَّبْتُ
شنبه
قِرَدَةٌ
جمع قرد،بوزینه ها
خَاسِئِيْنَ
خواورانده شده
نَكَالاً
عبرتی
بَيْنَ يَدَيْهَا
پیش روی
خَلْفَهَا
پشت سر
مَوْعِظَةٌ
پندواندرز
بَقَرَةٌ
گاوی
هُزُوًا
مسخره
يُبَيِّنْ
روشن سازد
لَا فَارِضٌ
نه پیر
لَا بِكْرٌ
جوان
عَوَانٌ
میان سال
لَوْنُهَا
رنگ آن
صَفْرَآءُ
زرد
فَاقِعٌ
پررنگی
تَسُرُّ
شاد میکند
نَاظِرِيْنَ
بیندگان
تَشَابَهَ
مشتبه شده
لَا ذَلُوْلٌ
رام
تُثِيْرُ الْأَرْضَ
زمین را شیار کند
تَسْقِيْ
آب دهد
حَرْثٌ
زراعت
مُسَلَّمَةٌ
تندرست،بی عیب
لَا شِيَةَ
درآن خالی نیست
أَلْئنَ
اینک
وَ مَا كَادُوْا
نزدیک بود
فَادَّارَءْتُمْ
به نزاع پرداختید
بِبَعْضِهَا
باپاره ای از آن
قَسَتْ
سخت شد
أَشَدُّ
سخت تر
يَتَفَجَّرُ
جاری می شود
يَشَّقَّقُ
می شکافد
يَهْبِطُ
فرومی افتد
خَشْيَةُ اللَّهِ
ترس خدا
أَ فَتَطْمَعُوْنَ
آیاامید دارید
فَرِيْقٌ
گروهی
يُحَرِّفُوْنَهُ
تحریف می کردند
عَقَلُوْهُ
فهمیدند
أَتُحَدِّثُونَهُمْ
بازگومی کنید
فَتَحَ
گشوده است،بیان کرده
لِيُحَآجُّوكُمْ
ستیزه کنند،استدلال کنند
يُسِرُّوْنَ
پنهان می دارند
يُعْلِنُوْنَ
آشکارمی کنند
أُمِّيُّوْنَ
جمع امی،بیسوادانان
فَوَيْلٌ
وای
يَكْتُبُوْنَ
می نویسند
أَيْدِيْهِمْ
دست های خود
يَكْسِبُوْنَ
بدست می آورند
لَن تَمَسَّنَا
به مانخواهدرسید
مَّعْدُودَةً
محدودی
يُخْلِفَ
خلاف نکند
سَيِّئَةً
گناه،بدی
أَحَاطَتْ
احاطه کند
بِالْوَالِدَيْنِ
پدرومادر
وَذِي الْقُرْبَى
نزدیکان
الْيَتَامَى
جمع یتیم،یتیمان
الْمَسَاكِينِ
جمع مسکین،بینوایان
حُسْناً
(سخن)نیک
مِّعْرِضُونَ
روی گردان شدید،روی گردانان
دِيَارِكُمْ
سرزمین
أَقْرَرْتُمْ
شما اقرار کردید
تَشْهَدُونَ
گواهی می دهید
تَظَاهَرُونَ
یکدیگر را کمک می کنید
بِالإِثْمِ
گناه
وَالْعُدْوَانِ
ستم
أُسَارَى
اسیران
تُفَادُوهُمْ
فدیه می دهید
مُحَرَّمٌ
حرام بود
جَزَاء
کیفر،جزای
خِزْيٌ
خواری
الْحَيَاةِ الدُّنْيَا
زندگانی
يُرَدُّونَ
برگردانیده می شوند
يُخَفَّفُ
تخفیف داده می شود
قَفَّيْنَا
پشت سرهم فرستادیم
الرُّسُلِ
پیامبران
رُوحِ الْقُدُسِ
جبریل
جَاءكُمْ
آمد،بیاید
لاَ تَهْوَى
نپسندد،بررخلاف هوای
غُلْفٌ
درپرده
بَل
بلکه
لَّعَنَهُمُ
نفرین کرد
يَسْتَفْتِحُونَ
خواستارپیروزی بودند
عَرَفُواْ
آنچه راکه شناخته بودند
بِئْسَمَا
چه بداست چیزی که
بَغْياً
بستمگری،حسد
مُّهِينٌ
خوارکننده
وَرَاءهُ
غیرازآن
فَلِمَ
چرا
أُشْرِبُواْ
آمیخته شد،نوشانیده شد
يَأْمُرُكُمْ
فرمان می دهد
خَالِصَةً
مخصوص،مختص
دُونِ النَّاسِ
جز سایر مردم
فَتَمَنَّوُاْ
آرزو بکنید
أَبَدًا
هیچگاه
قَدَّمَتْ
پیش فرستاده است
لَتَجِدَنَّهُمْ
هرآینه خواهی یافت
أَحْرَصَ
حریص ترین
أَشْرَكُواْ
شرک ورزیدند
يَوَدُّ
دوست دارد
يُعَمَّرُ
عمرکند
أَلْفَ
هزار
سَنَةٍ
سال
مُزَحْزِحِهِ
دورکننده
بَصِيرٌ
بینااست
ِجِبْرِيلَ
جبریل
بِإِذْنِ
فرمان
بُشْرَى
بشارتی،مژده ای
مِيكَالَ
میکاییل
نَّبَذَهُ
دورافکند
ظُهُورِهِمْ
پشت سر
اتَّبَعُواْ
پیروی کردند
تَتْلُواْ
آنچه
مُلْكِ
فرمان روایی
السِّحْرَ
جادو
هَارُوتَ وَوَمَارُوتَ
دوفرشته
أَحَدٍ
کسی را
فِتْنَةٌ
وسیله ی آزمایش
يُفَرِّقُونَ
جدایی می افکندند
الْمَرْءِ
مرد
ضَآرِّينَ
زیان برسانند
يَضُرُّهُمْ
زیان می رساند
وَلاَ يَنفَعُهُمْ
سود می رساند
مِنْ خَلاَقٍ
بهره ای
مَثُوبَةٌ
پاداشی
رَاعِنَا
رعایت کن ما را(معنای دیگرش :حماقت است که هدف یهودیان بود)
انظُرْنَا
به ما بنگر،ملاحظه ی ما کن
يَخْتَصُّ
اختصاص دهد
ذُو الْفَضْلِ
دارای فضل
نَنسَخْ
نسخ می کنیم
نُنسِهَا
فراموشش گردانیم
نَأْتِ بِ
می آوریم
وَلِيٍّ
سرپرست
نَصِيرٍ
یاور
تَسْأَلُواْ
درخواست کنید،بپرسید
سُئِلَ
پرسیده شد
يَتَبَدَّلِ
تبدیل کند،برگزیند
تَبَيَّنَ
روشن شد
وَاصْفَحُواْ
درگذرید
أَمَانِيُّهُمْ
آرزوهای آنهاست
هَاتُواْ
بیاورید
بُرْهَانَكُمْ
دلیل
أَسْلَمَ
تسلیم کند
وَجْهَهُ
روی خود را
لَيْسَتِ
نیست
أَظْلَمُ
ستمکار تر
مَّنَعَ
بازداشت
وَسَعَى
کوشید
خَرَابِهَا
ویرانی
خَآئِفِينَ
به حال ترس
الْمَشْرِقُ
خواری
بَدِيعُ
پدید آورنده
كُن
باش
فَيَكُونُ
می شود
يُكَلِّمُنَا
با ماسخن نمی گوید
قَدْ بَيَّنَّا
روشن ساخته ایم
بَشِيرًا
مژده رسان
نَذِيرًا
بیم دهنده
لَن تَرْضَى
خشنود نشود
تَتَّبِعَ
پیروی کنی
أَهْوَاءهُم
خواسته ها،هوسها
ابْتَلَى
آزمود
فَأَتَمَّهُنَّ
به انجام رسانید
إِمَامًا
پیشوای
ذُرِّيَّتِي
فرزندانم،نسلم
لاَ يَنَالُ
نمی رسد
الْبَيْتَ
خانه ی کعبه
مَثَابَةً
محل بازگشت،بازگشتگاه
مُصَلًّى
نماز گاهی
طَهِّرَا
پاکیزه کنید
لِلطَّائِفِينَ
طواف کنندگان
وَالْعَاكِفِينَ
مقیمان،معتکفان
وَالرُّكَّعِ
رکوع گزاران
السُّجُودِ
سجده کنندگان
آمِنًا
امن بگردان
فَأُمَتِّعُهُ
بهره مندش می سازم
أَضْطَرُّهُ
می کشانم
الْقَوَاعِدَ
پایه ها،اساس
تَقَبَّلْ
بپذیر
أُمَّةً
امتی،مردمی
وَأَرِنَا
نشان ده ما را،بنمایی ما را
مَنَاسِكَنَا
طرز عبادت ، روش
تُبْ عَلَيْنَآ
توبه کن
وَابْعَثْ
برانگیز
وَيُزَكِّيهِمْ
پاکیزه کند،پاکشان سازد
يَرغَبُ عَن
روی بگرداند
اصْطَفَيْنَاهُ
او را برگزیدیم
أَسْلِمْ
تسلیم شو
وَوَصَّى
سفارش کرد،وصیت کرد
إِلَـهَكَ
خدا
آبَائِكَ
پدران
قَدْ خَلَتْ
گذشت
حَنِيفًا
یکتا پرست
الأسْبَاطِ
نوادگان
أُوتِيَ
داده شد
لاَ نُفَرِّقُ
جدایی نمی افکنیم،فرق نمی گذاریم
شِقَاقٍ
ستیز،خلاف
فَسَيَكْفِيكَهُمُ
پس بزودی تو را ازآنها کفایت کند
صِبْغَةَ
رنگ
أَحْسَنُ
نیکوتر
عَابِدونَ
می پرستیم،پرستشگران
مُخْلِصُونَ
اخلاص آورندگان،بااخلاص
كَتَمَ
پنهان کرد
وَسَطًا
امتی میانه
يَنقَلِبُ
باز می گردد
عَقِبَيْهِ
پاشنه های خود
لَرَؤُوفٌ
مهربان،رؤف
تَقَلُّبَ
گردش،بی تابی
شَطْرَ
به سوی
أُوْتُواْ الْكِتَابَ
کتاب داده شدند
الْمُمْتَرِينَ
شک کنندگان
وِجْهَةٌ
جهتی
مُوَلِّيهَا
رو می کند
فَاسْتَبِقُواْ
بر یکدیگر سبقت بگیرید
الْخَيْرَاتِ
نیکیها
يَأْتِ بِكُمُ
هرجاکه
لِئَلاَّ
تا نباشد
حُجَّةٌ
حجتی،دلیلی،دستاویزی
وَلأُتِمَّ
تمام کنم
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ
بیازماییم
وَالْجُوعِ
گرسنگی
وَنَقْصٍ
کاهش
الأَمَوَالِ
مالها
أَصَابَتْهُم
میوه ها
مُّصِيبَةٌ
مصیبت،بدی
صَلَوَاتٌ
درودها
شَعَآئِرِ اللّهِ
نشانه ها،شعائر
حَجَّ
حج کند
اعْتَمَرَ
عمره بجای آورد
فَلاَ جُنَاحَ
گناه
تَطَوَّعَ
خواستار شد،با رغبت خود انجام داد
شَاكِرٌ
سپاسگزاراست
أَجْمَعِينَ
همگی
يُنظَرُونَ
مهلت داده می شوند
اخْتِلاَفِ
آمدوشد
وَالنَّهَارِ
روز
الْفُلْكِ
کشتیها
وَبَثَّ
پراکنده کرد
دَآبَّةٍ
جنبنده
تَصْرِيفِ
تغییر مسیر،گردش
الرِّيَاحِ
بادها
السَّحَابِ
ابرها
الْمُسَخِّرِ
مسخر است
يُحِبُّونَهُمْ
دوستی
إِذْ تَبَرَّأَ
بیزاری جست
وَتَقَطَّعَتْ
گسیخته شد
الأَسْبَابُ
رشته ها،پیوند
حَلاَلاً
کاش برای مابود
خُطُوَاتِ
گامهای
الْفَحْشَاء
زشتی
أَلْفَيْنَا
یافتیم
يَنْعِقُ
بانگ زد
دُعَاء
خواندن
نِدَاء
ندایی
الْمَيْتَةَ
مردار
لَحْمَ الْخِنزِيرِ
گوشت خوک
أُهِلَّ
برده شد،(نام غیرخدا)گرفته شده
عَادٍ
متجاوز،تجاوزکننده
أَصْبَرَهُمْ
پس چه شکیباهستند
بَعِيدٍ
دور
ابْنَ السَّبِيلِ
واماندگان
السَّآئِلِينَ
گدایان
الرِّقَابِ
بردگان
الْمُوفُونَ
وفاکنندگان
الْبَأْسَاء
سختی،فقر
الْبَأْسِ
هنگام نبرد
كُتِبَ
نوشته شده است
الْقِصَاصُ
قصاص
الْقَتْلَى
کشتگان
الْحُرُّ
آزاد
الْعَبْدُ
غلام،برده
الأُنثَى
زن
أَخِيهِ
برادرش
بِالْمَعْرُوفِ
پسندیده،خوبی
أَدَاء إِلَيْهِ
پرداختنی
تَخْفِيفٌ
کاهشی،تخفیفی
أُولِيْ الأَلْبَابِ
صاحبان خرد،خردمندان
خَافَ
ترسید
مُّوصٍ
وصیت کننده
جَنَفًا
ستم،بی عدالتی
الصِّيَامُ
روزه
أَيَّامٍ أُخَرَ
روزهای
وَلِتُكَبِّرُواْ
بزرگ بشمارید
أُجِيبُ
اجابت می کنم
فَلْيَسْتَجِيبُواْ
پس باید بپذیرند
يَرْشُدُونَ
راه یابند
أُحِلَّ
حلال گردیده شد
الرَّفَثُ
آمیزش،درآمیختن
لِبَاسٌ
پوشاک،لباس
تَخْتانُونَ
خیانت می کردید
الْخَيْطُ الأَبْيَضُ
رشته سفید
الْخَيْطِ الأَسْوَدِ
رشته سیاه
وَتُدْلُواْ بِهَا
نیفکنید،ندهید
الأهِلَّةِ
هلالهای ماه
مَوَاقِيتُ
گاهنماهایی،اوقات
ثَقِفْتُمُوهُمْ
یافتید
انتَهَوْاْ
دست برداشتند
التَّهْلُكَةِ
هلاکت
أُحْصِرْتُمْ
بازداشته شدید
اسْتَيْسَرَ
فراهم شود
الْهَدْيُ
قربانی
وَلاَ تَحْلِقُواْ
نتراشید
رُؤُوسَكُمْ
جمع رأس،سر
يَبْلُغَ
برسد
مَحِلَّهُ
جایگایش
أَذًى
آزاری
نُسُكٍ
قربانی
أَمِنتُمْ
ایمن شدید
تَمَتَّعَ
بهرمند گردد،متمتع شود
ثَلاثَةِ
سه تا
شَدِيدُ الْعِقَابِ
سخت کیفر
مَّعْلُومَاتٌ
معلوم ومعینی
فَرَضَ
فرض گرداند
وَلاَ فُسُوقَ
نافرمانی،گناه
وَلاَ جِدَالَ
جدال،ستیزه
تَزَوَّدُواْ
توشه برگیرید
أَفَضْتُم
کوچ کردید
الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ
مشعر الحرام
قَضَيْتُم
به جای آوردید
آتِنَا
به ما عطا کن
وَقِنَا
نگه دار ما را
نَصِيبٌ
بهره
سَرِيعُ الْحِسَابِ
زود شمار
تَعَجَّلَ
شتاب کند
تَأَخَّرَ
تأخیر کند
يُعْجِبُكَ
تو را به شگفت می اندازد
أَلَدُّ الْخِصَامِ
سرسخت ترین دشمنان
النَّسْلَ
نسل،نژاد
الْعِزَّةُ
تکبر،بزرگ بینی
فَحَسْبُهُ
کافی است
الْمِهَادُ
آرامگاه
يَشْرِي
بفروشد
مَرْضَاتِ اللّهِ
خشنودی
كَآفَّةً
همگی
زَلَلْتُمْ
لغزش کرد
فِي ظُلَلٍ
جمع ظل،سایه ها
قُضِيَ
کاریکسره شود
كَمْ
چند،چه اندازه
زُيِّنَ
آراسته شده است
يَسْخَرُونَ
مسخره می کنند
حَسِبْتُمْ
گمان کردید
مَّسَّتْهُمُ
رسید
زُلْزِلُواْ
تکان خوردند،لرزیدند
مَتَى
کی
الْقِتَالُ
جهاد
كُرْهٌ
ناگوار
عَسَى
چه بسا
صَدٌّ
بازداشتن
لاَ يَزَالُونَ
پیوسته
إِنِ اسْتَطَاعُواْ
بتوانند
يَرْتَدِدْ
برگردد،بازگردد
حَبِطَتْ
تباه شد
هَاجَرُواْ
هجرت کردند
جَاهَدُواْ
جهادنمودند
يَرْجُونَ
امیدوارند
الْخَمْرِ
شراب،باده
الْمَيْسِرِ
قهار
الْعَفْوَ
مازاد،فزونی
تَتَفَكَّرُونَ
اندیشه کنید
إِصْلاَحٌ
کارسازی،اصلاح کردن
تُخَالِطُوهُمْ
همزیستی کنید،اختلاط کنید
لأعْنَتَكُمْ
به زحمت انداخت
لاَ تَنكِحُواْ
ازدواج نکنید
أَمَةٌ
کنیز
لاَ تُنكِحُواْ
به ازدواج در نیاورید
يَتَذَكَّرُونَ
یاد آور شوند
الْمَحِيضِ
حیض،عادت ماهیانه زنان
فَاعْتَزِلُواْ
پس کناره گیری کنید
قَدِّمُواْ
پیش بفرستید
عُرْضَةً
دستاویز،آماج
أَيْمَانِكُمْ
جمع یمین،سوگندها
تَبَرُّواْ
نیکی کنید
اللَّغْوِ
بیهوده
حَلِيمٌ
بردبار
يُؤْلُونَ
سوگند می خورند
تَرَبُّصُ
انتظار
فَآؤُوا
بازگشتند
عَزَمُواْ
تصمیم گرفتید
الطَّلاَقَ