• Shuffle
    Toggle On
    Toggle Off
  • Alphabetize
    Toggle On
    Toggle Off
  • Front First
    Toggle On
    Toggle Off
  • Both Sides
    Toggle On
    Toggle Off
  • Read
    Toggle On
    Toggle Off
Reading...
Front

Card Range To Study

through

image

Play button

image

Play button

image

Progress

1/50

Click to flip

Use LEFT and RIGHT arrow keys to navigate between flashcards;

Use UP and DOWN arrow keys to flip the card;

H to show hint;

A reads text to speech;

50 Cards in this Set

  • Front
  • Back

ارتجالا

بی درنگ


بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن

استرحام

رحم خواستن


طلب رحم کردن

استماع

شنیدن


گوش دادن

اقبال

نیک بختی


خوشبختی


مخالف ادبار

ادبار

تیره بختی


بدبختی

اوان

وقت


هنگام

باری

القصه


به هر حال


خلاصه

بدسگال

بداندیش


بدخواه

پاس

نگاهبانی


نگاهداری

پاس داشتن

پاسبانی کردن


نگهبانی کردن

پلاس

جامه ای کم ارزش


گلیم درشت و کلفت

تعلیقات

جمع تعلیق


پیوست ها و یادداشت مطالب در رساله کتاب و...


در متن درس مقصود نشان های ارتشی است

تقریر

بیان


بیان کردن

تکریم


گرامیداشت

تکیده

لاغر و باریک اندام

تصدیق نامه

گواهی نامه

جافی

جفاکار


ستمکار

جلاجل

جمع جلجل


زنگ


زنگوله

حجب

شرم و حیا

خسروانی خورش

خورش و غذای شاهانه

خودرو

خودرای


خودسر


لجوج

دانگ

بخش


یک ششم چیزی

دستار

پارچه ای که به دور سر بپیچند


سربند


عمامه

دوات

مرکب دان


جوهر

زنگاری

منسوب به زنگار


رنگ سبز

شهناز

یکی از آهنگ های موسیقی ایرانی


گوشه ای از دستگاه شور

صاحبدل

عارف


آگاه

ضمایم

جمع ضمیه همراه و پیوست


در متن درس مقصود نشان دولتی است

طبیعت

عادت


طبع و سرشت


خو

طرفه

شگفت آور


عجیب

طمانینه

آرامش


سکون و قرار

عتاب کردن

خشم گرفتن بر کسی


سرزنش کردن

عنود

ستیزه کار


دشمن و بدخواه

کمیت

اسب سرخ مایل به سیاه

لاجرم

ناگزیر


ناچار

لعب

بازی

لهو و لعب

خوش گذرانی

لهو

بازی و سرگرمی


آنچه مردم را مشغول کند

مالوف

خو گرفته

متداول

معمول


مرسوم

مخذول

خوار و زبون گردیده

مسخرگی

لطیفه گویی


دلقکی

مسکر

چیزی که نوشیدن آن مستی می آورد

مطربی

عمل و شغل مطرب


مطرب به کسی گفته می شود که نواختن ساز و خواندن آواز را پیشه خود سازد

معاصی

جمع معصیت


گناهان

مغلوب

شکست خورده

مفتول

سیم


رشته فلزی دراز و باریک

منت

سپاس


شکر


منت داشتن:احساس کسی را پذیرفتن و سپاسگزار او بودن

مندرس

کهنه و فرسوده

منکر

زشت و ناپسند