• Shuffle
    Toggle On
    Toggle Off
  • Alphabetize
    Toggle On
    Toggle Off
  • Front First
    Toggle On
    Toggle Off
  • Both Sides
    Toggle On
    Toggle Off
  • Read
    Toggle On
    Toggle Off
Reading...
Front

Card Range To Study

through

image

Play button

image

Play button

image

Progress

1/112

Click to flip

Use LEFT and RIGHT arrow keys to navigate between flashcards;

Use UP and DOWN arrow keys to flip the card;

H to show hint;

A reads text to speech;

112 Cards in this Set

  • Front
  • Back

اطبا

ج طبیب


پزشکان

افگار

مجروح


خسته

ایزد

خدا


آفریدگار

برنشستن

سوار شدن

بی شبهت

بی شک


بی تردید

توقیع

امضا کردن فرمان


مهر کردن نامه و فرمان

چاشتگاه

هنگام چاشت


نزدیک ظهر

حشم

خدمتکاران

خطوات

ج خطوه


گام ها


قدم ها

خیر خیر

سریع

خیلتاش

گروه نوکران و چاکران

دربایست

نیاز


ضرورت

درست

تندرست


سالم

دوال

چرم و پوست


یک دوال: یک لایه ، یک پاره


راغ

دامنه کوه


صحرا


بیابان

رقعت

رقعه


نامه کوتاه

روضه

باغ


گلزار

زایل شدن

نابود شدن


برطرف شدن

زر پاره

قراضه و خرده زر


زر سکه شده

سبحان الله

پاک و منزه است خدا


برای بیان شگفتی به کار می رود


معادل شگفتا

ستدن

گرفتن


دریافت کردن

سرسام

ورم مغز


سرگیجه و پریشانی


هذیان

سور

جشن

شبگیر

سحرگاه


پیش از صبح

شراع

خیمه


سایه بان

صعب

دشوار


سخت

صلت

بخشش


هدیه

ضیعت

زمین زراعتی


ضیعتک: زمین زراعتی کوچک

عارضه

حادثه


بیماری

عز وجل

عزیز است و بزرگ و ارجمند

عقد

گردن بند

غرامت زده

تاوان زده


کسی که غرامت کشد

غزو

جنگ کردن با کفار

فارغ شدن

آسوده شدن از کار

فراخ تر

آسوده تر


راحت تر

فراغ

آسودگی


آسایش

فرود سرای

اندرونی


اتاقی در خانه که پشت اتاقی دیگر واقع شده باشد مخصوص زن و فرزندان و خدمت گزاران

فیروزه فام

به رنگ فیروزه


فیروزه رنگ

قضا

سرنوشت


تقدیر

کافی

دانای کار


با کفایت

کران

ساحل


کنار

کراهیت

ناپسندی

گداختن

ذوب کردن

گسیل کردن

روانه کردن


فرستادن

لختی

اندکی

مبشر

مژده رسان


نوید دهنده

متقارب

نزدیک شونده


همگرا

محجوب

پنهان


مستور


با شرم و حیا

مخنقه

گردن بند

مرغزار

چراگاه


چمنزار


علفزار


سبزه زار

مطرب

خواننده


نوازنده


آوازخوان

مقرون

پیوسته


همراه

مهمات

کارهای مهم و خطیر

مؤکد

تاکید شده


استوار

ناو

قایقی کوچک که از درخت میان تهی سازند

ندیم

همدم


همنشین

نکت

نکته ها

نماز پیشین

نماز ظهر

وبال

سختی و عذاب


گرفتاری


گناه

وزر

بار سنگین


بار گناه

همایون

خجسته


مبارک


نیک بخت

یوز

یوز پلنگ


جانور شکاری


کوچکتر از پلنگ که با آن به شکار آهو و مانند آن می روند

رود هیرمند

رود بزرگی در سیستان

جامه ها افگندند

گستردنی ها را گستردند


بستر ها را مهیا کردند

دریدن

شکستن

هزاهز

فتنه و آشوبی که مردم را به جنبش در آورد

غریو

فریاد


بانگ


صدای غرش


گریه و زاری

خاست

بلند شد


خواست: طلب کرد

هنر آن بود

خوش بختانه


بخت یار بود

درجستن

پریدن


جستن


ناگهان و به سرعت سوی چیزی یا کسی رفتن

از آن جهان آمده بود

از مرگ نجات یافته

تر

خیس

کوشک

کاخ بزرگ


کاخ تابستانی


خانه بزرگی در میان یک باغ

اضطراب

پریشان حال شدن


آشفتگی


لرزیدن


بی تابی

تشویش

بی آرامی


اضطراب


آشفتگی

اعیان

ج عین


اشراف


بزرگان


ثروتمندان

استقبال

پیشواز


به پیشواز کسی رفتن


پذیره

غزنین

شهری بزرگ نزدیک زابلستان

مثال داد

فرمان داد

مستحق

شایسته


سزاوار


محتاج


نیازمند


دارای استحقاق

باردادن

اجازه ملاقات دادن

متحیر

سرگشته


حیران


حیرت زده

آغاجی خادم

خادم مخصوص سلطان مسعود غزنوی

بشارت

خبر خوش دادن


خبر خوش


نوید دادن


مژده


نکویی

کتان

گیاهی که از ساقه های الیاف آن در نساجی استفاده کنند

تاس

تشت مسی

زبر

بالا


فوق


متضاد زیر

توزی

منسوب به توز


پارچه نازک کتانی که نخست در شهر توز می بافته اند

درستم

سالم هستم


حالم خوب است

علت

بیماری

دوات

مرکب دان


جوهر دان


ظرفی که در آن مرکب ریزند

نامه توقیعی

نامه امضا شده

دبیر

نویسنده


کاتب

قلم در نهاد

شروع به نوشتن کرد

تنگ دست

تهی دست


فقیر

گزاردن

انجام دادن


ادا کردن


به جا آوردن


بیان کردن

فخر

نازیدن


مباهات کردن


افتخار

ولایت

بخش هایی از یک کشور که یک نفر والی بر آن ها فرمان روایی کند


شهرستان

سنت

روش


راه


سیرت

در عهده این نشوم

مسئولیت این را به عهده نمی گیرم

مرا چه افتاده است

به من چه ارتباطی دارد؟

عمید

سردار


سرور


رئیس قوم

علی ای حال

به هرحال

حطام

ریزه گیاه خشک


گیاه خشک


پاره و شکسته


خرده و ریز


مال دنیا

کفایت

کافی


بسندگی

لله درکما

خدا خیرتان دهد

اندیشه مند

متفکر


آنکه در فکر فرو رود

عرصه

میدان


فضای خالی جلو خانه


حیاط

عرضه ده

ارائه کننده


نشان دهنده


نمایش دهنده

نادره

بی نظیر


بی مانند

شاهد

محبوب


معشوق


زیبارو

القصه

خلاصه