• Shuffle
    Toggle On
    Toggle Off
  • Alphabetize
    Toggle On
    Toggle Off
  • Front First
    Toggle On
    Toggle Off
  • Both Sides
    Toggle On
    Toggle Off
  • Read
    Toggle On
    Toggle Off
Reading...
Front

Card Range To Study

through

image

Play button

image

Play button

image

Progress

1/136

Click to flip

Use LEFT and RIGHT arrow keys to navigate between flashcards;

Use UP and DOWN arrow keys to flip the card;

H to show hint;

A reads text to speech;

136 Cards in this Set

  • Front
  • Back

Profound

عمیق ژرف

Descipline

رشته


انضباط

Distinguish


Differentiate

متمایز کردن

Enterprise

شرکت یا موسسه


فعالیت

Constitution

قانون اساسی


تشکیلات

Sovereignty over sth

حاکمیت بر سر چیزی


استقلال

Tendency=


Procivility

تمایل


گرایش

Regulation

نظارت کنترل


مقررات

Explore

بررسی کردن

Competing approaches

رویکردهای متناقض

Distinctive

منحصر بفرد


بارز

Carry out


Execute


Conduct


Perform

انجام دادن


اجرا کردن

Vast


Huge


گسترده


وسیع

Possess


Own


Have

دارا بودن


داشتن

Citizen


Inhabitant

ساکن شهروند

Impact


Effect


Influence

تاثیر

Virtually

تقریبا عملا

Glance


Glimpse at

نگاه اجمالی به

Depict


Portray

نشان دادن


به تصویر کشیدن

Critical to =crucial to

حیاتی ،ضروری

Critical of

انتقادی ایرادگیر

Fulfill =realize=accomplish

محقق کردن (ارزو هدف)


انجام دادن به انجام رساندن

Convey

انتقال دادن مفهوم ،کالا،مسافر ،حس

Disclose=reveal=divulge

فاش کردن ،لو دادن ،نشان دادن

Disclousure =revelation

افشا ،اشکار سازی

_strain_ فشار،استرس ۲.نوع



Constrain=limit=restrict=confine sb to sth

خودداری و پرهیز کردن از

Transmute sth into sth= change into=turn into = transform into

تبدیل کردن ....به .....


تبدیل شدن به....

Make an endeavor/attempt/effort

تلاش کردن

Mandate

حکم و دستور

Bene /bon خوب


Benefits sb /sth سود رساندن به ...


Benefit from s th سود بردن از


Beneficial سودمتد مفید


Beneficiary ذینفع ،وارث

عاااالی

Evaluate =assess =appraise

ارزیابی کردن

Evaluation


Assessment


Appraisal

ارزیابی

Contribution



Contribute to= cause= result in= lead to= bring about باعث شدن ،منجر شدن به

مشارکت ،همراهی


Make a Contribution to


یعنی کمکی بکنیم مشارکت کنیم در راستای مالی ،پیشبرد علم یا زمینه کاری


Lead (led/led) 2.سرب


Result from= stemساقه گیاه from =originate from= derive from= be caused by

ناشی شدن از


به وجود امدن


نشات گرفتن

Provide sth for sb/sth


Provide sb/sth with sth

فراهم کردن


در اختیار قرار دادن

Transient

موقتی

Stable


Stabilize

ثابت


تثبیت کردن

Madatory

اجباری

Degenerate into


Degenerate

تضعیف شدن بدتر شدن تحلیل رفتن


کشیده شدن به

Elaborate on

شرح دادن توضیح دادن

Generate

تولید کردن

Elaborated

ماهرانه استادانه مفصل و پیچیده

Assaulte

حمله کردن

Efficiency


Deficiency

کارایی


نقص و کمبود

Panorama

دورنما ,کوه

Distinction

تفاوت و تمایز


ویژگی


لقب

Crash

برخورد کردن ،تصادف کردن

Suburb paris

حومه های شهر پاریس

Demolishe

نابود کردن

Underly

اساس بودن /زیربنا بودن

Portray

به تصویر کشیدن و ترسیم کردن

To refrain

خودداری کردن

Menace

تهدید کردن، تهدید

Accuse sb of sth

متهم کردن کسی به چیزی

Over look

چشم پوشی کردن


نادیده گرفتن


۲.مشرف بودن بر چیزی

Abolish


Abolition

منسوخ کردن


برچیدن ،ملغا


Charge sb with sth


Charge


متهم کردن کسی به چیزی


پول گرفتن


شارژ کردن

Segment

تقسیم کردن و بخش بندی v


بخش ،تکه n

Exploits

معنی +:بهره برداری کردن از چیزی مثل انرژی خورشید


معنی - :بهره کشی کردن و به استثمار دراوردن

Comply /Complied with


Compile sth into sth

اطاعت کردن از


یه چیزی رو گرداوری کردن در قالب یه چیزی

Underpinn


Underpinned

شالوده بودن اساس بودن


شالوده

It leaves

برجای میگذارد...

One study Reveals that

یک تحقیق نشان میدهد

Characterized by

شناخته میشه با...


توصیف میشه با...

Diversity and pluralism

گوناگونی و تکثر ،جمع گرایی

Adopted


Adapted

اتخاذ کردن


وفق دادن ،جور کردن

Convention

کنوانسیون ،پیمان

Discrimination

تبعیض

Crutial role of

نقش اساسی و حیاتی

Ensuring equality (of opportunity)

مطمئن کردن وتضمین کردن از برابری( مثلا فرصت ها)

Racial ,national,ethnic


ethic

نژادی


بومی


ملی


اخلاقی

Concept

مفهوم

Exclusion

حذف /کناره گذاری

Preference

برتری و ترجیح

Adopt

اتخاذ کردن ،در پیش گرفتن

Repetitive

تکراری

Phenomenon


Phenomena جمع

پدیده طبیعی خسوف کسوف برای ادما مثلا فلانی یه پدیدس


پدیده ها

Labor کار


Laborer کارگر


Col باهم


Collaborate


همکاری کردن

Accomplish

انجام دادن


محقق کردن هدف

Combat


Combatant

مبارزه کردن


رزمنده ،مبارز

Interpret


Interpreter

برداشت کردن ،تعبیر و تفسیر کردن خواب ،صحبت های دیگران


شفاهی ترجمه کردن


مترجم شفاهی

Intervene

مداخله مثبت

۱.Appeal for


۲.Appeal to

۱.تقاضا کردن


۲.جذابیت داشتن برای کسی

Radical

(گروه های) افراطیradical groups


بنیادی و اساسی

Urgent

اورژانسی ،فوری

Regulations

از رگراتور سرپمپ گاز میاد برای کنترل کردن و نظارت کردن


نظارت و کنترل


قانون و مقررات

Enterprise

شرکت ،موسسه


اقدام مخاطره امیزدر فعالیت سرمایه گذاری

Fall out of favor

از چشم کسی افتادن

Do sb a favor

لطف کردن در حق کسی

Curb =contain

مهار و کنترل کردن

Emphatic


Emphasis


Emphasize=emphsis


قاطعانه ،محکم


تاکید

Join

ملحق شدن عضو شدن متصل کردن

Joint


A joint project

پروژه مشترک

Distinct =discrete

مجزا جداگانه

Distinctive

منحصر بفرد ،بارز

Oblige =coerce= compel= force

مجبور کردن ،وادار کردن

Coercion,compulsion

اجبار ،فشار ،زور

Coercive

اجبار کننده

Requirement

1.نیاز ،احتیاج


۲،الزام ،شرط

Compulsory=obligatory=required

الزامی ،اجبازی

Can no longer dictate policies

دیگه نمیتونه دیکته کنه سیاست هاشو

Explicity

صراحتا

Counterpart

همتا

Prime significance

اهمیت والایی

Announced that

اعلام کرد که

Joint comprehensive plan of action

برنامه جامع اقدام مشترک (برجامم)

Nuclear deal

توافق هسته ای

Economic ties

روابط اقتصادی

Determination

ارده ، تصمیم

Reinstate

دوباره برقرار کردن ،از سر گرفتن

Fate


fatalism

سرنوشت


اعتقاد به سرنوشت

Stressed that

تاکید کرد که

Step up

یه پله بالاتر افزایش بدن

Convening

تشکیل دادن...

Syrian

سوری

Conflict

تعارض و کشمکش

Mutual

دوطرفه

On the agenda

در دستور کار

Referring to the syria crisis

با اشاره به بحران سوریه

Critical to


Essential to


Vital to


Indispensible to


Crucial to

حیاتی ضروری مهم برای

Discriminate against


Discrimibation between...and...

تبعیض قائل شدن علیه کسی


تمایز قائل شدن

تست ۲ ص ۱۶


Crisis


Crises

بحران


بحران ها

Analysis


Analyses

تجزیه و تحلیل


تحلیل ها

Critic منتقد


Criticism انتقاد ،ایراد


Critique نقد

انتقاد منفیه اما نقد میتونه مثبت باشه

😆

😁

Make an impression on


Whats your impression on sth


Impression


Impressive

تاثیر گذاشتن بر


نظر ،عقیده


حس


تحسین برانگیز،باعظمت


Comply with


Obey


Abide by

اطاعت و پیروی کردن از

Comply with

مطابقت داشتن

Compliance with =obedience to

اطاعت و پیروی از


Compliance with


مطابقت با

Compliant with =obedient to=subservient to

مطیع ،فرمانبردار

Ambiguous =complex=complicated=vague

مبهم پیچیده

Curbindg

مهار و کنترل کردن

In favor of = in support of

در حمایت از ،به طرفداری از

Favorable

مطلوب مناسب